در این قسمت از سه مبحث سخن به میان مىآوریم. فصلى از آن در بیان زندگى فاطمه (س) است و راه و روشى را که او در زندگى برگزید. در آن پس از ذکر مقدمهاى از وضع زندگیش در خانه پدر، در حیات مشترک باعلى (ع) و از برنامه دارى او بحث به میان مىآوریم.
سپس از اصول مورد رعایت او در حیات و از زندگى ساده توأم با فقر و زهد قناعت او در عین انس و صفا و احیاناً تجمل هدفدارش سخن گفته و توجه او را به حیات جاودانه مطرح خواهیم ساخت .
فصل دوم آن در مورد مشى اقتصادى فاطمه (س) است. در آن نخست از تلقى فاطمه (س) از دنیا و موضع او در قبال آن سخن گفته. و کارهاى او را بر خواهیم شمرد. آنگاه از مسأله بحثانگیز فدک سخن به میان آورده و سعى خواهیم داشت مخصوصاً از دید برادران اهل سنت راجع به آن بررسى کوتاهى داشته باشیم .
فصل سوم آن در رابطه با ترجیحات فاطمه (س) است و در آن مىخواهیم عرضه بداریم چه چیزهائى در نظر فاطمه (س) ارجح بحساب مىآیند. و سعى کردهایم بخشى از ترجیحات او را در جنبههاى مربوط به مذهب، در جنبه راحتطلبى، در جنبه حیات خانوادگى، در اخلاق و حیات اقتصادى عرضه داشته و ریشه و اساس این ترجیحات را بیابیم .
فاطمه (س) و زندگى
ما در این جهان حضور داریم و زندهایم. اما اینکه زندگى مىکنیم و یا اداى آن را در مىآوریم مسألهاى است که هر کس براى یافتن پاسخ آن باید به دنبال معیار علم و عقل و یا مکتب مورد قبول رود. اما آنچه را که مهم است این است زندگى نخست تعریفى را مىطلبد و به دنبال آن هدف و فلسفهاى، محتوا، و برنامهاى، شیوهاى و روشى، مربى و راهنمائى، ارزیابى و سنجشى در هر روز و ماه و سال تا معلوم گردد از کجا آغاز کردهایم و اینک در کدام نقطهایم سرانجام مىخواهیم به کجا برسیم.
اینکه چنین فلسفه و اغراضى را از کجا باید گرفت براى آن پاسخهاى متعددى است. گروهى آن را به عقل و درک بشر حوالت دادهاند. جمعى آن را از صاحبان مکاتب و فلسفهها مىجویند، عدهاى آن را از علم و دانش، و سرانجام گروهى هم به خواستها، توقعات، و چشمداشتهاى اجتماعى چشم دوختهاند.
از نظر ما هیچکدام از آنها براى حیاتى سعادتمندانه و انسانى کفایت لازم را ندارند. نه عقل بشر آن کفایت را دارد که همه جوانب و ابعاد حیات را ببینند، نه خرد و اندیشه هیچ فیلسوفى مىتواند به کنه چنین معرفتى دست پیدا کند بدین سان باور ما این است که در این مقصد باید بسراغ کسانى رفت که با فلسفه و مقصد آفرینش، و با عالم محیط بر کون و حتى علم آفرین ارتباط دارند یعنى با خداوندى که بگفته اینشتاین، زیرک است ولى حسود نیست .
براساس این فرض و باور است که فلسفه پذیرش مذهب و تعالیم دینى محقق مىگردد و هدایت الهى باید مورد استفاده و استناد بشر قرار گیرد. باور مذهبیون این است که رمز و راز حیات بدست آفریدگار این جهان است و تبعیت از تعالیم اوست که مىتواند عامل سعادتمندى بشر باشد.
اولیاى الهى و راه زندگى
پیامبران که همگىشان در مقام علم و دانش کثیر و اهل و عصمتند از جانب خداوند اعزام مىشوند که براى بشر قانون بیاورند، از فلسفه زندگانى آگاهشان سازند، راه و رسم کمال و رشد را به انسانها بیاموزند و به او تفهیم کنند که او کیست و چیست؟ از کجا آمده و به کجا مىرود و مقصد و مقصود او از این سیر و حرکت چیست؟ چرا زنده است؟ چرا کار مىکند؟ چرا ازدواج؟ و چرا مىمیرد؟ چرا جنگ؟ چرا صلح؟و...
آنها آمداند به ما انسانها بگویند ما موجوداتى هیچ و پوچ نیستیم و بیهوده آفریده نشدهایم (افحسبتم انما خلقناکم عبثاً) [۱]و ما را بازیچه نیافریدهاند (و ما خلقنا السماء و الارض و ما بینهما لا عبین) [۲]. خداوند را در آفرینش ما غرضى و غایتى بوده است .
آنها آمدهاند که به بشر بگویند ما انسانها مکلفیم، متعهدیم، مسؤولیم و در برابر سرمایه اعتبارى جان و مال و سلامت، معادى و حسابى داریم. آنچنان نیست هر کس به هرگونهاى که خواست بتواند زندگى کند و کسى را با کسى کارى نباشد. شأن خدا اجل از آن است که مخلوق خود را بخود واگذارد.
بدین سان بحکم عقل ضرورى است ما بدنبال آنان برویم، از منجیات و مهلکات حیات خود توسط آنان آگاه شویم آفات و موانع رشد را از میان برداریم و دریابیم که چگونه باید زیست و چگونه کوشش و تلاش کرد و سرانجام چگونه باید مرد؟
نگاهى به حیات فاطمه (س)
بررسى و آگاهى از زندگى فاطمه (س) براى همه انسانها، بویژه آنها که اسلام را مکتب خود قرار دادهاند درسآموز است. در مطالعه تاریخ حیاتش به این نتیجه مىرسیم که عظمت و مقام در سایه تحمل مشقات، گذشتها، و از خود رها شدنهاست با شکمپارگى، نازمنشى و لمیدنها کسى به سرورى و عظمت نمىرسد. ما در طول تاریخ حیات بشر در میان آن همه زنان و مردان زندگى کردند ومردند کسى را نمىشناسیم که در سایه اشرافیت، تن پرورى، و ناز و نعمت به مقام و رتبتى دست یافته و شخصیت قابل ذکرى کسب کرده باشد
انتخاب الگو براى رهیابى به راز و رمز زندگى مهم است و چه بسیارند سردرگمىها، غمهاو غصهها، در خود خزیدنها که ناشى از غفلت در این راه و گزینش عوضى الگوهاست بر اثر این غفلت است که با وجود آن همه بانوان عظیم و درخشان اسلام به دنبال الگوهاى وارداتى مىروند و مقصد و مقصود خود را در پیروى از راه و رسم غرب و شرق، مخصوصاً امریکا و فرانسه و ژاپن جستجو مىکنند.
بعد الگوئى فاطمه (س)
فاطمه (س) الگوست براى هه آنها ئى که مىخواهند انسان باشند و در جنبه رشد و حرکت در دستیابى به مقام و رتبت سر بر آسمان بسایند. این امر از آن بابت است که فاطمه (س) زنى جامع و در بردارنده همه کمالات و مقاماتى است که آدمى مىتواند بدان دست پیدا کند .
اوالگوى یک زن اسلامى و نمونه مکتب اسلام در رابطه با زنان است. الگوى کار است، الگوى کدح و تلاش است الگوى هدفدارى است، الگوى صبر و استقامت است، الگوى عشق و پرستش معبود است. همه چیز و جودش شگفتانگیز است تکّون جنین او، ولادتش، رشدش، تلاش و کوشش و... و همه چیز فاطمه (س) درسآموز است: محبتش، خشمش، مبارزهاش، حق خواهیش، همسر داریش، تربیت فرزندانش، عبادتش، زهد و تقوایش...
بدست آوردن آگاهى در نحوه زندگى و هدفدارى فاطمه (س) از کارهائى است که درباره آن تلاش زیادى صورت نگرفته است و اگر هم باشد در حد بیان وضع خور و خواب و استراحت و گرسنگى و فقر اوست. ضرورتى است که تصویرى داشته باشیم از ساده زیستى او، از اقناع و عزت نفس او، از فقر و اختیارش، از توجه او به دنیا بعنوان وسیله و از تلاشگرى فاطمه (س) که مصداق کامل این آیه قرآن: انک کادح الى ربک کدحا فملاقیه. [۳]
او الگوست بدان خاطر که در صحنه زندگى این جهان را مدرسه، میدان آن را میدان کار و تلاش و هدفدارى و خود بعنوان قهرمان در این میدان قرار گرفته است. او دنیا را با همه وسعتش مدرسه و دارالتکمیل ساخت و همه ساعات و دقایق آن را در کلاس آن هشیارانه گذراند.
زندگى در خانه پدر
او درس زندگى را عملاً از پدرى چون پیامبر آموخت و از مادرى چون خدیجه. آن گاه که خدیجه از دنیا رفت پیامبر (ص) با سوده ازدواج کرد و سپس با ام سلمه - ولى امر سازندگى و رشد فاطمه (س) را خود بر عهده داشت و در تربیت، او را به مقامى رساند کهام سلمه گوید به خدا قسم من دخترى با ادبتر و داناتر از فاطمه (س) ندیدهام. [۴]
فاطمه (س) شرایط و کیفیت حیات را از پدر و مادرش دیده و مزده آنها را چشیده و نسبت به آن بینش یافته است. بدین نظر نیکو مىداند که در جنبههاى حیات فردى و اجتماعى، در جنگ و صلح، در فشار و آرامش، در فقر و غنا چگونه موضع بگیرد. بویژه که رسول خدا (ص( مراقب است و ترک اولاى او را هم به او تذکر مىدهد و سعى دارد او را الگوى بى نقصى از مکتب خود بپروراند.
پیامبر لمّ امور را به فاطمه (س) یاد مىدهد و فاطمه (س) با شمّ خاصى که دارد از پیامبر (ص) درسها و نکتهها مىآموزد و بدین نظر فردى پخته و کار آزموده مىشود و بعدها خواهیم دید که در عین کمى سن هم چون قهرمانى سالخورده در برابر شرایط ناموزون جامعه مىایستد و نیک مىداند چگونه مبارزه کند.
در زندگى مشترک با على (ع)
آن روز که زندگى مشترک خود را با على (ع) آغاز کرد باز هم بر اساس همان فلسفه آموخته از پدر، زندگى را ادامه داد. زندگى ساده و بى دغدغهاى را آغاز کردند که به زیبائى همه صفاهاى روى زمین قیمت داشت. اندیشه شان فراتر از حد زینت زندگى و تهیه ساز و برگ آن بود. وسایل و ابزارى تهیه کرده بودند بسیار ساده و محدود که ما قبلاً در فصل مربوط به ازدواج آنها لیستى از آنها را ارائه کردهایم .
اصل را در زندگى مشترک وصول به فضایل و کسب ملکات مىدانستند نه آنچه را که عامه مردم بدان سرگرمى و دلخوشى دارند. خداوند دعاى پیامبر را در حین رؤیت مهریهشان که فرموده بود: خداوند زندگى را بهمه کسانى که چنین ساده و آسان مىگیرند. مبارک گرداند، اجابت کرده بود. زیرا در کنار هم احساس خوشبختى و سعادت مىکردند و عمرى را در امن و آسایش فکرى نسبت به هم گذراندند .
از آن گذشته چه میمنت و مبارکى از این فراتر که خانهشان خانه قدس باشد، فرزندان آنها، گلهاى سر سبد بوستان انسانى و در طریق هدایت بشر، مزارشان مطاف انسانهاى وارسته است .
تقسیم کار
بناى زندگى این دو مبتنى بر تقسیم کار است و این تقسیم توسط پیامبر (ص) در شب عروسى على (ع) و فاطمه (س) صورت گرفت که کارهاى داخلى خانه مربوط به فاطمه (س) و کارهاى خارج از آن على (ع) [۵] و فاطمه (س) از شنیدن این ،آنچنان خوشحال شد و فرمود کسى نمىداند که براى این امر چه سرور و شادابى براى من حاصل شد. لا یعلم ما ادخلنى من السرور لهذا الامر الا الله [۶] و خداى را شاکر شد.
از دید فاطمه (س) اداره خانه و مسوؤلیت آن کار کوچکى نیست که فاطمه (س) از آن گریزان باشد و یا مادى و تربیت نسل کارى ناچیز نیست که فاطمه (س) ازآن احساس حقارت داشته باشد. حقارت براى آن کسى است که براى کسب شهرت و عنوان خداى را فراموش مىکند و ازمردم سراغ عزت را مىگیرد و در نتیجه نسل خود را ضایع مىسازد.
فاطمه (س) ازاین تقسیم کار چنان راضى است که مىگوید جز خدا کسى از آن خبر ندارد. و این خود باید درسى باشد براى دیگران تا در یابند لذات در سایه چگونه کار و تلاشى براى زن حاصل مىشود. کار بیرون زن چیزى بدى نیست ولى بهتر از آن، رسیدگى به سنگر خانواده است، مگر آنگاه که ضرورتى براى جامعه باشد .
برنامه دارى در زندگى
زندگى امرى هدفدار است و حرکتها و تلاشها نمىتوانند بى هدف باشد. براى انسان ضرورى است براى هر کار و تلاشى که انجام مىدهد قصدى و نیتى باشد. ولتکن لکم فى کل امر نیّه [۷] و قصد و نیت بدان مقدار مىارزد که ارزش شخصیتى انسان به آن وابسته است لکل امرى مانوى [۸].
براى زندگى برنامهاى و محتوائى لازم است. و فاطمه (س) از زنانى بود که زندگیش را با برنامهدارى همراه کرده بود. همه ساعات و دقایقش از روى حساب بود. اوقات شبانه روزش به این صورت مىگذشت .
- انجام کارهاى خانه که او زنى با چند فرزند بود و رسیدگى به امور آنها آن هم در آن روزگار کارى آسان نبود.
- برنامه عبادت که بخشى مهم از اوقات زندگى او را تشکیل مىداد.
- کمک به کارهاى على (ع) همسرش حتى در امر جنگ و پیکار و مشاورت .
- کمک به بینوایان در تهیه غذا و ابزار و لباس و زندگى آنها .
- جلسهدارى و امر هدایت زنان و بانوان که تازه وارد اسلام شده بودند.
- برنامه تلاوت قرآن که با خون و جان او در آمیخته بود .
- احقاق حقها و مبارزهها و مناشدهها مخصوصاً پس از ایام وفات رسول الله (ص).
- و تازه اگر دقایقى فراغت مىیافت به بافندگى و پشم ریسى مىپرداخت، هم براى تهیه لباس فرزندان و هم براى فروش در بازار و تأمین هزینه بخشى از کارهاى ضرورى خانواده .
- در عین حال کارهاى شخصى پیامبر بر عهده او بود اگر چه رسول خدا (ص) همسرانى متعدد داشت.
صولى در زندگى فاطمه (س)
زندگى فاطمه (س) بر مبانى و اصولى استوار است که همه آنها نشأت گرفته از اسلام محمدى (ص) است. براى ما بسى دشوار است که همه اصول و مبانى مورد نظر را در این قسمت عرضه بداریم ولى آنچه را که در این قسمت بعنوان نمونههاى قابل ذکرند عبارتنداز:
- اصل هدفدارى در هر کار و برنامه و اقدام در زندگى .
- اصل ایمان و باور داشت به آنچه که از جانب خدا بعنوان دستورالعمل زندگى صادر شده.
- اصل تطابق عمل فاطمه (س) با تعالیم و دستورات اسلام .
- اصل تقوا، زهد و ورع در همه امور و فعالیتها .
- اصل اعتدال در امور بگونهاى که از دو مرز افراط و تفریط دوروبر کنار باشد.
- اصل صالح بودن عمل و انجام کارى که مذهب صلاحیت آن را تأیید کند.
اصل اتقان و محکم کارى در اموربگونهاى که از هرگونه خلل و فرجى دور باشد.
- اصل خیر بودن عمل و رعایت منافع و مصالح عامه مسلمین .
- اصل اعمال اراده از سوى خود تا کارى که انجام مىدهه و در خور حساب و کیفر و پاداش باشد .
- اصل مشارکت اجتماعى و دورى از انزواجوئى و رهبانیت .
- اصل مقاومت و پایدارى و ثبات در رأى تا سر حد وصول به هدف.
- اصل صبر و تحمل در مصائب و دشوارىهاى ناشى از حرکت به سوى اهداف .
- اصل اعتماد واطمینان به خدا و یاد و ذکر او در کارها .
- اصل جرأت و شجاعت نشأت گرفته از ایمان و وابستگى به خدا.
- اصل شکر گزارى در اموربخاطر امکاناتى که خداوند در اختیارش قرار داده است .
- اصل اقتدا به صالحان و پاکان و نیکان و در رأس آنها رسول گرامى اسلام .
- اصل ترجیح رضاى خالق بر مخلوق در همه امور.
- اصل حفظ کرامت و جلال و شوکت انسانیت که انسان ذاتاً از احترام برخوردار است .
- اصل اطمینان و اعتماد به خدا که بندهاش را در تنگناها بخود رها نمىکند.
-...
و فاطمه (س) مجموعه این اصول را مورد رعایت و عمل قرار مىدهد و از این باب الگو و سرمشق زنان است .
سادگى زندگى
از عواملى که در سعادت انسان مؤثر و سبب خوب اندیشیدن و توان تصمیمگیرى نیکوست، سادگى زندگى و دورى انسان از قید وبندهاى اسارت آفرین است. چه بسیارند وسایل و ابزارى که به ظاهر عامل رونق زندگى بحساب مىآیند ولى در نهایت فکر و اندیشه ما را براى تهیه و حفظش مشغول مىدارند. زرق و برقها در مواردى بلاى جانند و ما را به پا