نکتهای که از سخنان حضرت فاطمه علیهاالسلام جلب توجّه میکند، این است که توجیه نادرست صحنهگردانان سقیفه در مورد انتخاب خلیفه را افشا کرده، عواقب زیانبار آن را بیان میکند و میگوید: «خیال کردید [اگر این کار را نکنید] فتنه پدید میآید، آگاه باشید که در فتنه سقوط کردید.»
در این جا این سؤال پیش میآید که آنان کدام فتنه را دستاویز قرار دادند و مقصودشان از فتنه چه بود؟ و مقصود حضرت زهرا علیهاالسلام از این که آنان در فتنه سقوط کردند، چیست؟
چنان که در کتب تاریخ اسلام مطرح شده و قرائن نیز آن را تأیید میکند، مقصود آنان از فتنه، ارتداد امت، آشوب و هرج و مرج و از هم گسیختن نظام اسلامی به دنبال انتشار خبر رحلت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ، و پیدایش خلأ قدرت در مرکز حکومت اسلامی بود. آنان به این عنوان که از چنین فتنهای جلوگیری کنند، پیش از آن که پیکر پاک پیامبر عظیمالشأن اسلام صلیاللهعلیهوآله را به خاک بسپارند، و در حالی که علی علیهالسلام و بنی هاشم سرگرم مراسم غسل پیامبر صلیاللهعلیهوآله بودند، به سقیفه شتافته در صدد تعیین خلیفه و زمامدار مسلمانان برآمدند! امّا مگر آن تشریفات چه قدر وقت میخواست که در آن مدت، بیم فتنه میرفت؟ آیا در همان مدت اندک، خبر رحلت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله (با نبودن وسائل ارتباطی امروزی) در سراسر کشور اسلامی منتشر میشد و همه چیز به هم میریخت. این سؤالها در صحّت و درستی نگرانی از فتنه، ایجاد
تردید میکند. از این رو حضرت فاطمه علیهاالسلام با تعبیر، زَعم، پندار و خیال از آن یاد کرده است.
امّا این که آنان چگونه در فتنه سقوط کردند ـ که موضوع اصلی این نوشتار است ـ پاسخ این است که آنان با این اقدام خود منشأ اختلاف و دو دستگی و شکاف در جامعه اسلامی شدند. شکافی که تاکنون پر نشده است. گرچه آن روزها با بیعت مردم با ابوبکر، کار تعیین زمامدار به ظاهر پایان یافت، امّا این انتخاب عواقبی را به دنبال داشت که هر چه مسلمانان از آن سالها دورتر شدند، آثار نامطلوب آن بیشتر پدیدار گشت. خاطرهی اختلاف و کشمکشهای مسلمانان بر سر امامت و خلافت، خاطرهای تلخ و غمانگیز است. کدام فتنهای بزرگتر از قرنها اختلاف و کشمکش و خونریزی که سنگ زیر بنای آن در سقیفه گذاشته شد.
شهرستانی مینویسد:
«هرگز در اسلام هیچ شمشیری به خاطر یک بنیاد دینی، چون شمشیری که به خاطر امامت کشیده شد، آهیخته نگردید.»(۳)
پردههای دیگری از فتنهها
فاطمهی زهرا علیهاالسلام در خطبهی دیگری، پردههای دیگری از فتنههای ناشی از سقیفه را فاش ساخته است. دختر پیامبر صلیاللهعلیهوآله ، این خطبه را هنگامی ایراد کرد که گروهی از زنان مهاجران و انصار برای عیادت و احوال پرسی از او ـ که در اثر حمله به خانهاش مصدوم و بیمار بود ـ رفته بودند.
آن بانوی بزرگ در فرازی از این خطبه فرمود:
«آگاه باشید به جانم سوگند! این حکومتی که پدید آوردند، تازه آبستن شده است. پس صبر کنید تا ببینید چه ثمرهای به بار میآورد. آن گاه از آن به اندازهی ظرفهای بزرگ [به جای شیر[ خون تازه و سمّ کشنده بدوشید! این جا است که کسانی که به راه باطل رفتهاند، زیانکار میشوند و آیندگان، عاقبت آنچه را که گذشتگان تأسیس کردند، خواهند دید. [اکنون که به مراد خود رسیدید] از بابت دنیای خود خوش باشید و قلبا برای فتنههایی که خواهد آمد، مطمئن باشید. و بشارت باد بر شما به شمشیرهای برندهای که به دنبال آن میآید و قدرت متجاوزی که حداکثر ظلم و تعدّی را روا میدارد و به هرج و مرجی فراگیر که همه جا را شامل میشود و به استبدادی از ظالمین که مقدار اندکی از بیتالمال را باقی میگذارد، به گونهای که کسی در آن رغبت نمیکند و جمعیت شما را درو میکند [همه را قتل عام میکند]، پس حسرت و اندوه با شما باد، و به کدامین سو میروید؟... .»(۴)
جنگها و خونریزیها شد.
از طرف دیگر مسیری که در مورد خلافت در پیش گرفتند، موجب شد که با فراهم شدن تدریجی زمینه و موافقت عملی خلیفه دوم و سوم، بنیامیه به حکومت برسند و با ظلم و ستم و تجاوز و تعدی ـ که بر هیچ مورخی پوشیده نیست ـ با مردم رفتار کردند و بیت المال مسلمین را به یغما بردند. با توجه به این حوادث، سخنان حضرت فاطمه علیهالسلام در این زمینه، از نظر تحلیل اجتماعی و سیاسی در تاریخ اسلام بسیار ارزنده و تکان دهنده است.
شاخصهای گویا از فتنهها
چنانکه اشاره شد، ماجرای سقیفه، افرادی از صحابهی بزرگ رسول خدا را به فکر خلافت افکند. به ویژه شورای شش نفری خلافت که توسط خلیفهی دوم طراحی شد ـ و خود دنبالهی سقیفه بود ـ اعضای شورا را به فکر خلافت انداخت و خود را برای این منصب شایسته یافتند(۵) و پس از آغاز خلافت علی علیهالسلام به مخالفت برخاستند، و این موضوع به اضافه قدرت یافتن معاویه با موافقت دو خلیفهی قبلی، موجب بروز جنگهای جمل، صفین و نهروان شد و تلفات
هرگز در اسلام هیچ شمشیری به خاطر یک بنیاد دینی، چون شمشیری که به خاطر امامت کشیده شد، آهیخته نگردید.
سنگینی به بار آورد که هیچ فتنهای با آن قابل مقایسه نمیباشد. برای آن که به عمق فتنه پی ببریم کافی است به آمار تلفات سه جنگ یاد شده توجه کنیم:
به گفتهی یعقوبی: «در جنگ جمل بیش از سی هزار نفر [از طرفین] کشته شدند و تلفات جنگ نهروان بالغ بر چهار هزار بود.»(۶)
هزار نفر شامی بودند.»(۷)
مشرکان بود اما در سه جنگ یاد
شده، جنگ، جنگ مسلمان با مسلمان و جنگ اهل قبله با اهل قبله بود!.
حمله به خانهی حضرت فاطمه علیهاالسلام از نظر علمای اهل سنت
در این جا به مناسبت بحث، لازم است گفته شود که مدرک و مأخذ حمله به خانهی حضرت فاطمه علیهاالسلام تنها منابع و مدارک شیعی نیست بلکه در تعدادی از منابع اهل سنت نیز به این معنا تصریح شده است.(۸)
چند آن را به قصد جنگ بسته بودند... .(۹)»
حفص ان فیها فاطمه؟، فقال: و إن ... .(۱۰)
(۱۱)
الحسن و الحسین.»(۱۲)
پی نوشت:
۱ ـ این جمله از آیه ۴۹ سورهی توبه گرفته شده و به صورت «درج» از آن استفاده شده است. خداوند در آیهی یاد شده سخن یکی از منافقان را که به بهانهی فریفته شدن به دختران و زنان زیباروی رومی، نمیخواست در جنگ تبوک شرکت کند، نقل میکند و میفرماید: «ومنهم من یقُول ائذن لی ولا تفتّنی؛ و بعضی از آنان میگوید: مرا [در ماندن در شهر [اجازه بده و مرا به فتنه مینداز.» خدواند آنگاه در پاسخ او میگوید: «الا فی الفتنه سقطوا و انّ جهنّم لمحیطه بالکافرین؛ هشدار که آنان خود به فتنه در افتادهاند، و بیتردید جهنّم بر کافران احاطه دارد.» (تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۴۳۸.)
۲ ـ این خطبه در منابع متعدد، و از آن جمله در کتاب الأحتجاج احمد بن علی طبرسی، ط نجف، ۱۳۵۰ ه، ص ۶۱ ـ ۶۶ نقل شده است.
۳ ـ شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، کتاب الملل و النحل، ط ۲، قاهره، مکتبه آنجلو المصریه، ج ۱، ص ۳۰.
۴ ـ طبرسی، الأحتجاج، ص ۶۶؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، تهران، المکتبه الأسلامیه، ج ۴۳، ص ۱۶۰.
۵ ـ سعد بن ابی وقاص با علی علیهالسلام بیعت نکرد و این، علتی جز این نداشت که او پس از شورای شش نفری، خود را رقیب علی علیهالسلام و شایستهی خلافت میدانست! زیرا او از اعضای این شورا بود. (ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، ج ۳، ص ۱۹۱)
از علی علیهالسلام نقل شده است که میفرمود: «طلحه و زبیر به من گفتند:با این شرط با تو بیعت میکنیم که در خلافت با تو شریک باشیم، من به آن دو گفتم:شما شریک من به
هنگام توانایی، و یار من به هنگام ناتوانی باشید ... طلحه، امید حکومت یمن و زبیر امید حکومت عراق را داشت.» (مجلسی، بحارالأنوار، بیروت، دار الرضا، ج ۳۰، ص ۱۷) طلحه و زبیر
نیز از اعضای شورای شش نفری بودند!
۶ ـ ابن واضح، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، نجف، المکتبه الحیدریه، ۱۳۸۴ ه، ج ۲، ص ۱۷۲، ص ۱۸۲.
مرحوم شیخ مفید مینویسد: دربارهی شمار کشتگان در جنگ بصره (جمل) روایات، مختلف است: در برخی آمده است که شمارشان بیست و پنج هزار بوده است. از عبدالله بن زبیر هم روایت شاذّی نقل شده که شمار آنان پانزده هزار بوده است. شاید هم سخن ابن زبیر صحیحتر باشد ولی از آنچه همهی اهل علم در این باره گفتهاند، فاصله دارد و نمیتوان آن را پذیرفت. اخباری رسیده درباره کسانی که در آن جنگ دست و پایشان جدا شده و بعد از آن جراحت مردهاند، مشهور است که شمارشان حدود چهارده هزار تن بوده است (مفید، نبرد جمل، ترجمه و تحشیهی دکتر محمود مهدوی دامغانی، چاپ اول، تهران، نشر نی، ۱۳۶۷، ص ۲۵۱.)
۷ ـ علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب، ط ۱، بیروت، دار الأندلس، ج ۲، ص ۳۹۴.
۸ ـ برای آگاهی بیشتر در این زمینه، رجوع شود به کتاب: مأساه الزهراء، سید جعفر مرتضی عاملی، بیروت، درا السیره، ج ۲.
۹ ـ ... فوددت انی لم اکشف بیت فاطمه عن شییء و ان کانوا قد غلقوه علی الحرب ...، طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم والملوک، بیروت، دارالقاموس الحدیث، ج ۴، ص ۵۲.
۱۰ ـ عبدالله بن مسلم بن قتیبه دینوری، الأمامه والسیاسه، تحقیق استاد علی شیری، قم، منشورات الشریف الرضی، ج ۱، ص ۳۰.
۱۱ ـ ابراهیم بن سیار بن هانیء نظّام.
۱۲ ـ محمد بن عبدالکریم شهرستانی، کتاب الملل و النحل، ج ۱، ص ۵۹.