فارسی
يكشنبه 04 آبان 1399 - الاحد 8 ربيع الاول 1442

 

نظام خانواده در اسلام ...

(و من كلّ شیء خـلقنا زوجـين لعلّكم تذكّـرون )

« الذاريات / 49 »

 

1 آئين ازدواج در نظام هستی

 

«نظام تركيب و تزويج در جمادات»

اراده عالمانه و حكيمانه و عادلانه حضرت حق، در نظام متقن هستی و پهن دشت ميدان خلقت و آفرينش، از هر چيزی جفت آفريد.

در اين بساط جفت بودن و زوج بودن هر چيزی حقيقتی است كه استثنا برنداشته، و پيش از آنكه دانش بشر، و تحقيقات علمی به آن دست يابد، قرآن مجيد در آيات متعددی از جمله در آيه چهل و نهم سوره مباركه الذاريات، از اين واقعيت، كه نسبت به تمام موجودات هستی، اعم از جماد و نبات و حيوان و انسان فراگير است خبر داده.

اين خبر عظيم، و گفتار علمی، و اين بيان روشن، آن هم نسبت به تمام موجودات خانه خلقت، و كاشانه و لانه آفرينش، با توجه به اينكه مربوط به قرنها قبل از رنسانس علمی است، و در شهری چون مكه و مدينه كه خط نويس و خواننده ای، و كتاب و مدرسه ای در آن نبوده، از معجزات قرآن مجيد، و دليلی محكم بر اصالت اين كتاب، و برهانی بزرگ بر علمی بودن اين دفتر، و عاملی بس قوی بر صدق نبوت خاتم انبيا(صلی الله عليه وآله وسلم) است.

قرآن مجيد در زمينه های ديگر مسائل آفرينش آياتی دارد، كه علوم امروز بشر، در برابر آن شگفت زده و غرق در تعجّب و حيرت است، و برای احدی از افراد انسان در هر مقام و مرتبه ای كه باشد، جای شك و ترديد، در حقّانيت خود، و اينكه چراغ هدايت فرا راه حيات آدميان است، باقی نمی گذارد.

ذلِكَ الْكِتابُ لارَيْبَ فيهِ.[1]

عنايت و رحمت او، در ذات زوج ها و جفت ها از هر نوعی، كشش و جاذبه و رابطه عاشقانه، و ميل به يكديگر برقرار نموده است، تا اين جاذبه و كشش، و اين ميل و رابطه، تحت نظامی خاص و شرايطی معين، چه در نظام تكوين، چه در عرصه گاه تشريع منتهی به ازدواج و جفت گيری و توالد و تناسل، و تكثير نوع شود، و از اين راه باعث بقاء نظام عالی آفرينش گردد، و هم اينكه تمام موجودات از هر جنس و نوعی كه هستند به لذّت زندگی، و خوشی در حيات، و بهره مندی از وجود خود و ديگران برسند.

آيين ازدواج در نظام هستی   …

رابطه توالد و تناسل در عالم جمادات، به هر صورتی كه هست، به صورت ميل تركيب عنصری با عنصر ديگر، و در نتيجه پديد آمدن عنصر سوم، مانند تركيب اكسيژن و هيدروژن كه دو عنصر سوزان و سوزنده است، و نتيجه تركيب و ازدواج اين دو گاز سوزان و سوزنده، به صورت آب سرد و خنك و مايه حيات و نشاط است، يا به صورت جذب و انجذاب، همراه با نتايج بسيار زياد آن، يا به صورت دو جريان مثبت و منفی، و پديد آمدن منافع بی شمار، از عجايب و شگفتی های هستی، و محصول اراده و رحمت حضرت ربّ العالمين است، و همين رابطه بين دو عنصر يا عناصر، و ميل به يكديگر، و خلاصه خط عشقی كه بين جمادات نسبت به يكديگر حاكم است،باعث تكثيرنسل وتداوم نوع، و برپا بودن نظام عالی خلقتو عرصه گاه زيبای هستی است.

راستی اين چه قدرت شگرف و چه اراده عظيمی است، كه بين دو عنصر سوزان و سوزنده، آنچنان الفت و رابطه و حالت عشق برقرار می كند كه از ازدواج آن دو عنصر، آب سرد و چشمه سار با صفا، و رود های خروشان، و درياهای عظيم، و اقيانوس های بی كران، و باران لطيف بوجود می آيد؟!!

اين چه نيروی شگفت انگيزی است كه با تركيب عناصر با يكديگر در دل خاك سياه و تيره، و در قلب سنگ خارا، و در بستری قير گونه و تيره تر از شب، الماس بوجود می آورد؟!

اين چه اراده قاهری است كه از تركيب چند مادّه در تاريكی معادن يمن، عقيق سرخ، و از عمق خاك نيشابور، فيروزه آسمان رنگ، و از آميجتن خاك با فسيل حيوانات، هزاران جنس مورد نياز بشر پديد می آورد؟!

اين چه رحمت و لطفی است، كه با تركيب سنگ و خاك و ساير مواد با سنگ و خاك، مولودی با منفعت چون طلا و نقره، و مس و آهن، تحويل خانه هستی می دهد؟!

و اين چه اراده و حكمتی است كه از تركيب و تزويج عناصر با يكديگر اين همه نعمت به بندگانش عنايت می فرمايد؟!!

اين چه اراده و حكمتی است كه بين خورشيد و زمين و مجموعه عناصر اين گوی آتشين، و عناصر زمين ،اين همه مهر و الفت، و عشق و محبت برقرار ساخته، كه از تركيب عناصر خورشيد با عناصر زمين، و ازدواج مواد خورشيد با مواد زمين نعمت هائی پديد آورده كه به فرموده خودش در قرآن مجيد، كسی را قدرت و قوّت شماره كردن آنها نيست.

اوست خداوندی كه آسمانها و زمين را آفريد، و از عالم بالا آب فرو ريخت، و به سبب آن ميوه ها را روزی شما قرار داد، و كشتی را در تسخير شما در آورد تا در دريا به دستور او حركت كند، و نهرها را در پهنه گاه زمين در اختيار شما قرار داد، و خورشيد و ماه را كه در حركتند، و در دريای هستی روانند مسخّر شما نمود، و شب و روز را در اختيارتان گذاشت، و از آنچه از او خواستيد به شما عنايت فرمود، و اگر در مقام شماره كردن نعمتهای خداوند برخيزيد، شما را توان احصاء نعمت او نيست...[2]!!

ميزان ميل و كشش، و جذب و انجذاب، و مثبت و منفی بودن عناصر، و رابطه عاشقانه بين آنها، برای توالد و تناسل، بر اساس نظمی معين و قوانينی خاص، و مقرراتی عادلانه است.

اين ميل و كشش از افراط و تفريط بدور است، و هرگز اين رابطه و محبت به سردی نمی گرايد، و قهر و دعوا و به هم خوردگی و اختلاف در اين  عرصه گاه زيبا و عاشقانه، و طلاق و جدائی در اين ازدواج جانانه معنا و مفهومی ندارد.

اگر در اين صحنه از پهنه آفرينش زمينه اختلاف و قهر و طلاق، و جدائی و بی مهری راه داشت، بدون ترديد فساد و افساد سفره لعنتی خود را می گستراند، و اوضاع را به هم می پيچيد، و بساط را از بيخ و بن ريشه می زد.

عناصر در جهان جمادات هر كدام دارای حجم و وزن معين، و فاصله به اندازه، و رشد و گردشی متناسب با وضع خود هستند، و تركيب هر يك با ديگری بر اساس كفويت است.

عناصر از نظام معين به خود دست برنمی دارند، با يكديگر به دشمنی و دعوا برنمی خيزند، و در هر كجای از اين نظام احسن قرار دارند حدّ وجودی و قانونی خود را رعايت می كنند.

لاَ الشَّمْسُ يَنْبَغی لَها اَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ فی فَلَك يَسْبَحُونَ.[3]

نه خورشيد را شايد كه به ماه فرارسد، و نه شب را كه بر روز سبقت گيرد، و همه در مدار معين بخود شناورند.

در وزن و حجم و طول و عرض و عمق، و رنگ و صفات، و فاصله های عناصر عالم بالا از يكديگر، از جمله فاصله خورشيد و زمين كه نزديك به صد و پنجاه ميليون كيلومتر است، و هيچ گاه اين فاصله را كم و زياد نمی كنند، كه زياد شدنش باعث منجمد شدن تمام موجودات زمين، و كم شدنش علت سوختن تمام عناصر كره خاكی است، غير از علم و عدل و حكمت بی نهايت كه بر اساس اراده حضرت حق در وجود تمام موجودات در تجلّی است، چيزی مشاهده نمی شود، اين است كه هر وقت اهل حال و بصيرت، و اهل انصاف و وجدان، و بيداران و بينايان، و پاكان و پاكيزگان با ديده سر، و چشم دل به نظام هستی می نگرند با كمال خضوع و خشوع و با تمام وجود از صاحب آفرينش و خالق هستی، و نظام دهنده اين نظام اعجاب انگيز ياد می كنند و از عمق جان فرياد برمی آورند.

رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً.[4]

ای مالك و مربّی ما، اين خلقت و آفرينش را بر باطل بوجود نياورده ای.

اين همه نقش عجب بر در و ديوار وجود***هر كه فكرت نكند نقش بود بر ديوار

آری نظم و قانون، و حدّ و حدود، و حق و حقيقت در ظاهر و باطن تمام عناصر هستی در تجلّی است، و بر تابلوی وجود تمام موجودات اسماء و صفات حق ديده می شود، و آنچنان خطّ اسماء و صفات روشن است كه برای هر عامی بی سوادی هم قابل خواندن و درك كردن است.

بنزد آنكه جانش در تجلاّست***همه عالم صفات حق تعالی است

از همه عجيب تر اين كه تمام اين موجودات با نظام خاصّ خودشان در راهی مستقيم برای رسيدن به محبوب و مقصود خود كه همانا حضرت ربّ است; در حركتند.

وَ اَنَّ اِلی رَبِّكَ الْمُنْتَهی.[5]

 

نظام همزيستی در گياهان

برنامه تركيب يا به عبارت ديگر لقاح و توالد و تناسل در ميدان حيات نباتات و گياهان، بگونه ای است كه هر بيننده ای را در دريائی از تعجب و حيرت غرق می كند.

فرصت اندك، اجازه توضيح و تفسير تمام جوانب اين مسئله مهم را نمی دهد. در چند جمله، دورنمائی از اين حقيقت شگفت انگيز كه همراه با شرايطی خاص و قوانيـنی اعجـاب آور، و برنامه هايی فوق العاده دقيق و منظم است، به محضر عزيزان عرضه می شود.

اگر در ميان گلها دقت كرده باشيد، ميله ها و پرچم های ظريفی در وسط آن ديده می شود، كه آنها را نافه می نامند، و تعداد آنها در گلها مختلف است، و در عين حال حساب مخصوصی دارد.

در بالای اين ميله ها، برآمدگی كوچك و زردرنگی است كه آن را « بساك » می گويند، در ميان بساك، كيسه بسيار كوچكی است كه چهار حفره دارد، و در ميان آنها دانه های گرده قرار گرفته است.

دانه های گرده،دانه های بسيار ريز ميكروسكوپی هستندكه در عمل شباهت تامّی با نطفه حيوانات دارند!!

پس از برقراری عمل لقاح بين آن و قسمت های مادّه، تخم گل درست می شود.

دانه های گرده با آن كوچكی به نوبه خود دارای ساختمان تو در تو و نازك كاريهای شگفت آوری می باشند.

در ميان آنها مقدار زيادی موادّ پرتوپلاسمی و موادّ چربی، قندی، نشاسته ای، و ازتی می باشد، و در وسط آنها دو هسته كه يكی كوچكتر و ديگری بزرگتر است وجود دارد، بزرگتر را هسته روينده، و كوچكتر را هسته زاينده می نامند، كه وظيفه مهم اين دو را بزودی خواهيد دانست.

مادگی: همان قسمتی است كه روی محور گل قرار گرفته و در ناحيه فوقانی آن برآمدگی مخصوصی بنام كلاله است، و سطح آن را مادّه لزج و چسبناكی پوشانيده، كار اين مادّه چسبنده نگاهداری و جذب دانه های نر و كمك به روياندن آنهاست.

در پائين مادگی كه متصل به قسمت تحتانی گل است، ناحيه برجسته ای وجود دارد كه آن را « تخمدان » می گويند، و در ميان آن تخمك های كوچكی يافت می شود، كه با دنباله مخصوصی به ديواره تخمدان اتّصال دارند، و به وسيله آن آب و موادّ لازمه را جذب می كنند، تخمك ها نيز به سهم خود ساختمان قابل ملاحظه ای دارند.

عمل زفاف: پس از آنكه كيسه های گرده بساك از هم پاره شد و گرده ها روی كلاله ماده قرار گرفتند فوراً شروع به نمّو می كنند، در اينجا بايد متذكّر شد كه برای رسيدن گرده به كلاله ماده، وسائل مختلفی وجود دارد كه از مشاهده آن تعجّب عميقی به مطالعه كنندگان جهان خلقت دست می دهد.

از جمله اينكه حشرات گوناگونی اين وظيفه حياتی را بدون اينكه توجّه به كار خود داشته باشند انجام می دهند، يعنی در اثر رنگ و بوی مطبوع، و مادّه قندی مخصوصی كه در بن گلها جای دارد به طرف آنها حركت كرده، و روی آنها نشسته، و دانه های گرده را با پای پشم آلود خود از اين نقطه به آن نقطه حمل می كنند، اين عمل مخصوصاً در گلهائی كه ميله های نر و مادّه آنها از هم جداست و روی دو پايه قرار دارد بسيار شايان اهميّت است.

همانطور كه گفتيم وقتی دانه های گرده روی كلاله قرار گرفت، شروع به رشد و نمّو می كند، هسته بزرگتر كه همان هسته روينده است همراه آن نمّو كرده و به طرف تخمدان سرازير می شود، و در نزديكی آن بكلّی از بين رفته و نابود می گردد، ولی هسته كوچكتر كه از زاينده است، از ميان اين لوله باريك عبور كرده وارد تخمدان می شود، و با تخمكها تركيب شده، عمل لقاح و زفاف در آن محيط  مخفی و تاريك صورت می گيرد، نطفه گل بسته و تخم اصلی آن بوجود می آيد.

هوا و آب و انسان، واسطه ها و دلاّل های ديگری هستند كه زمينه لقاح و زفاف نباتات و گياهان را فراهم می كنند.

در عرصه گاه حيات نباتات، همانند وضع جمادات قوانين و شرايط تركيب، توالد و تناسل و زفاف به اراده حضرت حق، بدون پيش آمدن اختلاف و بی مهری، و نزاع و طلاق، كار خود را دنبال می كنند، و از اين طريق سفره روزی موجودات زنده بخصوص انسان را غرق در انواع ثمرات، حبوبات و ميوه جات می نمايند.!!

 

نظام ازدواج و توالد و تناسل در

حيوانات

 

ميل حيوان نر به ماده، و ماده به نر، و رابطه عاشقانه ای كه بين اين دو موجود زنده، برای لذت بردن از زندگی و توالد و تناسل، و بقاء نسل وجود دارد، از شگفتی های غيرقابل توصيف است.

اراده و شعور و توجّه حيوانات به اين مسئله حياتی، و نظم و انضباطی كه در امر ازدواج و همزيستی بين آنان است، هر دقّت كننده ای را در دريائی از تعجب و شگفتی شناور می كند.

تعاونی كه بين ماده و نر جهت لانه سازی، ساختمان كاشانه، حفظ اسرار، انتخاب جا و مكان و وقت و زمان، و از همه مهمتر عمل لقاح، و توجه به وضع جوجه، و تأمين مواد برای او، و تعليم امور لازمه به فرزند، و نگهداری او از حوادث و خطرات، و ساير برنامه هائی كه بر عرصه گاه حيات حيوانات حاكم است، و در حقيقت تجلی اراده حضرت حق است، بايد از عجايب مسئله هستی شمرده شود.

دنيای  پر از اسرار تخم گذاران و پستانداران در برنامه آميزش و لقاح، و توجه به حفظ تخم ها، و يا حفظ جنين و نوزادان، آدمی را در پرده ای از حيرت و بهت می اندازد.

شرايط و قوانين ازدواج و توالد و تناسل در حيوانات شرايطی مناسب، و قوانينی خدائی و الهی است.

ما مِنْ دآبَّة اِلاّ هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها اِنَّ رَبّی عَلی صِراط مُسْتَقيم.[6]

زمام اختيار هر جنبنده ای به دست مشيّت اوست، بدون شك هدايت پروردگارم به راه راست است.

هيچ حيوانی به غير جنس مخالف خود كه نرينه ای از نوع خود اوست در عين اين كه كپسولی از شهوت جنسی است، ميل نمی كند.

حيوان نر، شهوت خود را آلوده به ناپاكی و خلاف كاری نمی نمايد، و از راه مستقيم الهی منحرف نمی شود.

در زمينه غريزه جنسی برای حيوانات آلودگی و انحراف نيست.

نطفه حيوان نر برای ماده مربوط به خود اوست و در اين مسير توجهی به غير ندارد.

در آنها چشم چرانی، و تعقيب غير، و تجاوز به ماده ای كه در زوجيت نر ديگر است وجود ندارد.

در اين زمينه بين تخم گذاران و پستانداران تفاوتی نيست راستی

آفرينش همه تنبيه خداوند دل است

دل ندارد كه نـدارد به خداونـد اقرار

داستان نظم و انضباط در تمام مسائل زندگی بخصوص توالد و تناسل در پرندگان، خزندگان، چرندگان، حيوانات آبی داستانی شگفت آور، و برای اهل دقت موجب اعجاب فراوان است.

شكل زندگی حيوانات همراه با شرايط و قوانينی كه بر آنان حاكم است كلاس درس، و زمينه عبرتی است برای انسانهائی كه از فضای هدايت حق دور افتاده، و از معنويت و نورانيت جدا زندگی می كنند.

حيوانات در نظم و انضباط همانند جمادات و عناصر و ماه و خورشيد، و آسمان و زمين، و همچون نباتات و گياهانند.!!

 

انسان و ازدواج

ازدواج و تركيب و توليد، و توالد و تناسل، در عرصه گاه حيات جماد و نبات و حيوان، بر اساس قوانين تكوين و جهت گيری صحيح غرائز صورت می گيرد، ولی انجام اين مسئله حياتی و برنامه عالی طبيعی بايد بر مبنای مقررات و نظامات شرعيه، و قوانين الهيه كه در قرآن مجيد، و گفته های ملكوتی انبياء و امامان آمده، جامه عمل بپوشد.

مايه های اوليه اين حقيقت به صورت غريزه، ميل، دوستی، عشق، و مهربانی در مرد و زن به اراده حكيمانه حضرت حق قرار داده شده:

وَ مِنْ آياتِهِ اَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ اَزْواجاً لِتَسْكُنُوا اِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فی ذلِكَ لاَيات لِقوْم يَتَفَكَّرُونَ.[7]

و از آيات خداوندی است كه برای شما از جنس  خودتان جفتی بيافريد، كه در كنار او آرامش يابيد، و ميان شما عشق و محبّت و مهربانی قرار داد، كه در اين حقيقت نشانه هائی از خداست برای مردمی كه در گردونه انديشه و فكر نسبت به حقايق بسر می برند!

وَ هُوَ الَّذی خَلَقَ مِنَ الْمآءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ كانَ رَبُّكَ قَديراً.[8]

و اوست خداوندی كه بشر را از آب آفريد، و ميان آنان خويشی و پيوند ازدواج قرار داد، و خدای تو بر هر چيزی قدرت دارد.

انتخاب همسر در فرهنگ پاك اسلام بخودی خود مستحب و كاری بسيار پسنديده، و برنامه ای نيكوست، ولی در صورتی كه مجرد ماندن و عزب زندگی كردن، دامن پاك زندگی را به گناه و معصيت، و فحشا و منكرات آلوده نكند، در غير اين صورت ازدواج و تشكيل زندگی ضروری و مسئله ای واجب، و تكليفی قطعی است.

اينجاست كه بايد دستور حضرت حق را نسبت به ازدواج با جان و دل به اجرا گذاشت، و از آينده آن بخصوص در برنامه ماديّت و خرج و مخارج بيمی بخود راه نداد، كه ترس از آينده نسبت به گذران امور زندگی برنامه ای شيطانی، و مولود ضعف نفس، و عدم اتكاء و اعتماد به كارگردان بساط هستی است.

اينك دستور و فرمان حق را در رابطه با ازدواج، و ضمانت وجود مقدسش را برای تأمين مخارج زندگی در آيه ای از سوره مباركه نور، ملاحظه كنيد.

وَ اَنْكِحُوا الاَْيامی مِنْكُمْ وَ الصّالِحينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ اِمائِكُمْ اِنْ يَكُونُوا فُقَرآءَ يُغْنِهِمُ الله مِنْ فَضْلِهِ وَ الله واسِعٌ عَليمٌ.[9]

دختران و جوانان مجرد و غلامها و كنيزهای شايسته خود را همسر دهيد، و زمينه نكاح آنان را فراهم آوريد، چنانچه فقير و تهيدست باشند، خداوند از فضل بی نهايت خود بی نيازشان كند و خداوند واسع و عليم است.

« انكحوا » از نظر قواعد ادبی امر است و اين امر و دستور متوجه فرد فرد جامعه، و كليّه مردان و زنان است.

از آيه شريفه در جهتی وجوب ازدواج برای آنان كه نياز به ازدواج دارند، و جز از اين طريق پاكی و سلامت آنان تأمين نمی شود، استفاده می گردد، و در جهتی ديگر لزوم اقدام خانواده ها بخصوص پدران و مادران، و آنان كه توان مالی در اين زمينه دارند، برای تشكيل زندگی جهت پسران و دختران استفاده می شود.

 

در تحقق برنامه نكاح سخت گيری نكنيد

ميل مرد به زن، و ميل زن به مرد، بخصوص به هنگام شكوفائی غنچه غرائز، و گُل شهوت، و شدّت و قدرت و قوّت آن بوقت نياز به ازدواج، امری طبيعی، انسانی، و حياتی است، و برای كسی قابل انكار نيست.

آرزوها و آمال و خواسته های بحق نسبت به آينده و در ابتدای تشكيل زندگی و پيمان زناشوئی در وجود جوانان اعم از پسر و دختر واقعياتی است كه برای هركس بخصوص پدران و مادرانی كه دارای پسر و دختر آماده برای ازدواج هستند بمانند آفتاب وسط روز امری روشن و حقيقتی واضح است.

از همه مهمتر بهترين و برترين و محكم ترين و عاليترين روش و برنامه جهت پيشگيری از گناه، و حفظ جامعه از افتادن در غرقاب فحشا و منكرات، ازدواج پسران و دختران به وقت نياز و زمان مناسب آن است، و اين واقعيتی است كه انكارش  جز از مردم احمق و افراد نادان و مرد و زن بی شعور توقّع نمی رود.

بر اين اساس در مرحله اول بر پدران و مادران و اقوام و خويشان و هر كس كه در مسئله ازدواج پسر و دختر خانواده سهيم است، واجب است كه نسبت به مقدمات اين خواسته الهی آسان گيری كنند، و با دست خود به ساده ترين روش، و به آسان ترين شيوه زمينه ازدواج را فراهم آورند، و در مرحله بعد بر دختر و پسری كه قصد ازدواج با يكديگر را دارند ضروری است كه از توقّعات بيجا نسبت به يكديگر، و ايجاد شرايط سخت، بپرهيزند، تا اميال و غرائز و شهوات و خواسته ها به آسانی در راه طبيعی خود قرار گيرند، و بنای زندگی سعادتمندانه ای پی ريزی شود، و ساختمان خير دنيا و آخرت برپاگردد.

بدون شك طبق آيات قرآن و روايات و اخبار، آنان كه در امور خود بخصوص در امر زندگی و مخصوصاً در مسئله ازدواج دختران و پسران خود آسان گيری می كنند، خداوند مهربان در دنيا و آخرت علی الخصوص در امر حساب و كتاب و ميزان در صحرای محشر به آنان آسان خواهد گرفت، و آنان كه مرد و زنی سخت خو، و سخت گير، و به قول معروف مو را در همه زمينه ها از ماست می كشند، و باعث می شوند، دختران و پسران در سيطره فشار غرائز و شهوات به امراض عصبی و روانی و تندخوئی دچار شوند، و دامن پاك آن چهره های معصوم به گناه و معصيت آلوده شود، و آمال و آرزوهايشان بر باد رود، در دنيا و آخرت بخصوص در عرصه محشر دچار سوء حساب و غضب و خشم حق خواهند شد، و به آتش عذاب خدا خواهند سوخت!!

دقت بسيار زياد در مسئله نكاح و ازدواج انسان را ناخودآگاه دچار سختگيری می كند، در نظام طبيعت ازدواج دو زوج بسيار بسيار ساده انجام می گيرد، اگر در عرصه گاه حيات موجودات امر ازدواج امری سخت و دشوار بود، بدون ترديد اين نظام احسن به صورتی كه الان هست وجود خارجی نداشت.

پدران و مادران، پسران و دختران در مقدمات اين برنامه الهی و انسانی، در تعيين مهر و صداق، در تنظيم شرايط، در برپاكردن جشن نامزدی، و مجلس عقد و عروسی، و در اجرای عادات و رسوم محلی سخت گيری نكنيد، و خارج از طاقت و قدرت دو خانواده، برنامه ای را پيشنهاد ندهيد، تا امر ازدواج به آسانی صورت بگيرد، و خداوند مهربان هم در دنيا و آخرت امور شما را سهل و آسان نمايد.

بيائيد روش اهل تقوا را پيشه خود كنيد، و از آن منابع خير و بركت درس بگيريد، و زندگی را بر اساس اوصاف آن اولياء حق برپا كنيد، كه نيكبختی و سعادت، و تأمين خير دنيا و آخرت، و تخقق دهنده شرافت و كرامت، در سايه هماهنگی با آن عاشقان جمال ازل و ابد است.

اميرالمؤمنين(عليه السلام) اهل تقوا را چنين معرفی می كند:

أَنْفُسُهُمْ عَفيفَةٌ وَ حاجاتُهُمْ خَفيفَةٌ وَ خَيْراتُهُمْ مَأْمُولَةٌ وَ شُرُورُهُمْ مَأْمُونَةٌ.[10]

وجودشان در گردونه خودداری از هر آلودگی است، نيازهايشان بسيار سبك، و هر خيری از آنان توقع می رود، و همگان از شّر آنان ايمنند.

در هر صورت آنان كه دست اندركار ازدواجند، بايد از توقعات بيجا، تحميل امور خارج از طاقت، پيروی هوا و هوس، افتادن در بند عادات و رسوم غلط، چشم هم چشمی نسبت به ديگران، و سخت گيری در تمام امور نكاح بپرهيزند، و بنای ازدواج را از ابتدا بر پايه تقوا، خير و صلاح، سهولت و آسان گيری و محض جلب خوشنودی حضرت حق قراد دهند.

و چون امر ازدواج صورت گرفت بر مرد است كه با همسری كه قبلا به عنوان ازدواج او را ديده و پسنديده و با او پيمان زناشوئی بسته به زندگی با او ادامه دهد و ضامن بقای مودّت و رحمت الهی كه بين آن دو برقرار شده باشد، و بر زن است كه با شوهر خود كه او را قبل از عقد به عنوان نكاح ملاقات شرعی كرده و وی را پذيرفته از در سازش و آسان زندگی كردن برآيد، و حقوق او را درتمام زمينه ها رعايت كند.

حفظ شئون در گرو مهريه زياد، مجالس پرخرج، كثرت مهمان، و پياده كردن رسم و رسوم بيجا و غير موافق با منطق، و سختگيری در شرايط نيست، حفظ شئون به انتخاب هم كفو، رعايت برنامه های ساده و سهل، مراعات اخلاق اسلامی از حانب دو خانواده، و رعايت حقوق الهی و انسانی از جانب زن و شوهر نسبت به يكديگر، و تداوم دادن به مهر و محبت، و عشق و رأفت از جانب مرد و زن برای بقاء زوجيت، و دور ماندن زندگی از جنجال و آشوب و عوامل بيماريهای عصبی و روانی است.

زندگی زن و شوهری چون اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا سلام الله عليهما برای هر مرد و زن مسلمان بهترين درس زندگی است.

فاطمه(عليها السلام) باعث آرامش افراد خانواده، بخصوص همسر بزرگوار خود، برقرار كننده زمينه های زندگی در خانه، و علی(عليه السلام) نمونه اعلای همسرداری، و پدری مهربان و مربّی برای فرزندان، و معاونی دلسوز در امور خانه و خانواده بود.

او در برنامه های عادی خانه از نظافت، خمير كردن آرد، كمك به بچه داری، اِبا و امتناعی نداشت.

او نمی گذاشت به همسرش در انجام امور خانه سخت بگذرد، و تمام امور زندگی انجامش با فاطمه(عليها السلام) باشد.

بر زن و شوهر واجب است حقوق يكديگر را رعايت كنند، و در تمام شئون زندگی يار و مددكار هم باشند، و تصور نكنند ظلم و ستم فقط به اعمال امثال فرعون و نمرود و طاغيان تاريخ گفته می شود، بلكه هر عملی كه بناحق باعث رنجش خاطر ديگری شود ظلم است، و خداوند ظلم و ظالم را دوست ندارد، و از هر گونه تجاوزی گرچه اندك از هر كسی كه باشد بيزار است.

در گفتارهای بعد و سخنان آينده به تدريج به تمام مسائل مربوط به نظام خانواده در اسلام به خواست خدا اشاره خواهد شد، در اين قسمت از سخن به پاره ای از روايات مهم به نقل از كتابهای بااعتبار حديث، در رابطه با ارزش و اهميت ازدواج، منافع نكاح، و موقعيت تشكيل زندگی و موقف آن در فرهنگ پاك الهی قناعت می كنم، و شما را به دقّت در اين احاديث دعوت می نمايم، باشد كه از اين رهگذر به استحكام مسائل الهی واقف شويد، و برای شما معلوم شود كه برنامه های زيبا و حكيمانه آئين اسلام را هيچ فرهنگی ندارد.

 

ارزش و اهميت ازدواج از نظر روايات

عَنِ النَّبِيِّ(صلی الله عليه وآله وسلم) قالَ: يُفْتَحُ أَبْوابُ السَّماءِ فی أَرْبَعَةِ مَواضِعَ: عِنْدَ نُزُولِ الْمَطَرِ وَ عِنْدَ نَظَرِ الْوَلَدِ فی وَجْهِ الْوالِدِ وَ عِنْدَ فَتْحِ بابِ الْكَعْبَةِ وَ عِنْدَ النِّكاحِ[11]

از پيامبر خدا(صلی الله عليه وآله وسلم) است كه فرمود: در چهار موقع عنايت و رحمت حق متوجه انسان می شود:

به وقت باريدن باران، به هنگام نظر كردن فرزند به صورت پدر، از باب مهر و محبت، در آن زمان كه در خانه كعبه باز می شود، و آن وقت كه عقد و پيمان ازدواج بسته شده، و دو نفر با يكديگر جهت زندگی جديد، وارد عرصه نكاح می شوند.

 

قالَ النَّبِيُّ(صلی الله عليه وآله وسلم): تَزَوَّجُوا وَ زَوِّجُوا الاَْيِّمَ فَمِنْ حَظِّ امْرِء مُسْلِم إِنْفاقُ قيمَةِ أَيِّمِهِ وَ ما مِنْ شَیْء أَحَبَّ إِلَی اللّهِ مِنْ بَيْت يُعْمَرُ فِی الاِْسلامِ بِالنِّكاحِ.[12]

رسول خدا(صلی الله عليه وآله وسلم) فرمود: ازدواج كنيد، و پسران و دختران مجرّد را همسر دهيد، نشانه نيك بختی مسلمان اين است كه مخارج شوهر كردن زنی را به عهده بگيرد. چيزی نزد حضرت حق محبوبتر از خانه ای كه در اسلام به سبب نكاح آباد شود نيست.

قالَ النَّبِيُّ(صلی الله عليه وآله وسلم): زَوِّجُوا أَياماكُمْ فَإِنَّ اللّهَ يُحْسِنُ لَهُمْ فی أَخْلاقِهِمْ وَ يُوسِعُ لَهُمْ فی أَرْزاقِهِمْ وَ يَزيدُهُمْ فی مُرُوّاتِهِمْ.[13]

نبی اكرم(صلی الله عليه وآله وسلم) فرمود: مردان مجرد و عزب خود را زن دهيد، تا حضرت حق اخلاقشان را نيكو، و روزيشان را فراخ و گشاده، و جوانمرديشان رازياد كند.

قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلی الله عليه وآله وسلم): النِّكاحُ سُنَّتی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتی فَلَيسَ مِنّی.[14]

رسول خدا(صلی الله عليه وآله وسلم) فرمود: ازدواج روش من است، هر كس از راه و روش من روی بگرداند از من نيست.

قالَ النَّبِيُّ(صلی الله عليه وآله وسلم): مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دينِهِ، فَلْيَتَّقِ اللّهَ فِي النِّصْفِ الْباقي.[15]

رسول حق(صلی الله عليه وآله وسلم) فرمود: هر كس ازدواج كند، نيمی از دينش را بازيافته نسبت به نيم ديگر تقوای الهی را رعايت كند.

عَنْ أبی عَبْدِاللّهِ(عليه السلام) قالَ: جاءَ رَجُلٌ إِلی أَبی فَقالَ لَهُ: هَلْ لَكَ مِنْ زَوْجَة قالَ: لا فَقالَ أَبي: ما أُحِبَّ أَنَّ لِیَ الدُّنْيا وَ ما فيها وَ أَنّی بِتُّ لَيْلَةً وَلَيْسَتْ لِیَ زَوْجَةٌ.[16]

حضرت صادق(عليه السلام) می فرمايد: مردی نزد پدرم حضرت باقر آمد، فرمود همسر داری؟ عرضه داشت ندارم، پدرم به او گفت دوست ندارم دنيا و آنچه در آن است از من باشد و يك شب را بدون همسر به سر برم، آنگاه پدرم گفتارش را ادامه داد و فرمود:

الرَّكْعَتانِ يُصَلّيهِما رَجُلٌ مُتَزَوِّجٌ أَفْضَلُ مِنْ رَجُل أَعْزْبَ يَقُومُ لَيْلَهُ وَ يَصُومُ نَهارَهُ.

دو ركعت نمازی كه مرد همسردار می خواند، بهتر است از قيام شب مرد عزب به عبادت و روزه گرفتنش در روز!!

آنگاه پدرم هفت دينار به آن مرد داد و فرمود با اين پول وسائل ازدواجت را فراهم كن، كه رسول حق(صلی الله عليه وآله وسلم) فرمود:

إِتَّخِذُوا الاَْهْلَ فَإِنَّهُ أرْزَقُ لَكُمْ.

همسر انتخاب كنيد كه باعث وسعت رزق است.

قالَ رَسُولُ اللِّهِ(صلی الله عليه وآله وسلم):يامَعْشَرَ الشَّبابِ مَنِ اسْتَطاعَ مِنْكُمُ الْباهَ فَلْيَتَزَوَّجْ فَإِنَّهُ أَغَضُّ لِلْبَصَرِ وَ أَحْصَنُ لِلْفَرْجِ.[17]

رسول خدا(صلی الله عليه وآله وسلم) فرمود: جوانها هر كدام از شما را قدرت است ازدواج كند، تا ديدگانتان كمتر زنان را دنبال كند، و دامنتان پاك بماند.

وَقالَ(صلی الله عليه وآله وسلم) ما مِنْ بِناء فِي الاِْسْلامِ أَحَبِّ إِلی اللِّهِ مِنَ التَزْويجِ.[18]

و آن حضرت فرمود: هيچ بنائی در اسلام نزد خداوند محبوبتر از ازدواج نيست.

 

وَ قالَ(صلی الله عليه وآله وسلم) مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أُعْطِيَ نِصفَ السَّعادَةِ.[19]

و نيز رسول خدا فرمود: هر كس ازدواج كند نيمی از سعادت را به دست آورده.

 

قالَ النِّبِیُ(صلی الله عليه وآله وسلم): ما مِنْ شابٍّ تَزَوَّجَ في حَداثَةِ سِنِّهِ إِلاّ عَجَّ الشَّيْطانُ يا وَيْلَهُ يا وَيْلَهُ عَصَمَ مِنّي ثُلُثَیْ دينِهِ فَلْيَتَّقِ اللّهَ الْعَبْدُ فِي الثُّلُثِ الْباقي.[20]

رسول خدا(صلی الله عليه وآله وسلم) فرمود: هر كس كه در اوائل جوانی ازدواج كند، شيطان فرياد زند: فرياد از او، فرياد از او، دو سوّم دينش را از دستبرد من نگاه داشت، پس بايد عبد خدا در نگهداری يك سوم ديگرش، جانب تقوا را رعايت كند.

 

راستی در ازدواج چه ارزشهای والائی قرار دارد و چه منافع بزرگی نصيب مرد و زن می نمايد و اسلام برای ازدواج چه عظمت و اهميتی قائل شده.!!

ای كاش خانواده ها راه را برای تسهيل اين امر مهم الهی و انسانی باز می كردند و دست از سخت گيری و زمينه سازی برای تحقق شرايط طاقت فرسا برمی داشتند و در حّد شئون خود به انجام اين مراسم اقدام می كردند و در اين مسئله طريق قناعت به آنچه كه حاضر بود و از دست می آمد می پيمودند، تا دختران و پسران به اميال طبيعی خود برسند، و آرزوهايشان برآورده شود، و غرائز و شهوات آنان كه
نعمت های حق است تبديل به كفران نعمت نگردد، و دامن پاك آنان به گناه و معصيت آلوده نشود.

حبس ماندن آمال و آرزوها، انحراف در غرائز و شهوات، گسترده شدن فساد و آلودگی، چشم چرانی و هوس گناه، خودارضائی و زنا، تجاوز به ناموس غير، سستی در تحصيل و تنبلی در عبادت، ظهور بيماريهای عصبی و روانی، و بلاهای ديگر ريشه در كجا دارد؟

در درجه اوّل سئوالات بالا را بايد از پدران و مادران سختگير، و اسيران در چنگال رسوم و عادات غلط، و گرفتاران چشم همچشمی، و در درجه بعد از خود پسران و دختران، آن پسران و دخترانی كه از عرصه گاه تقوا دورند، و در مرحله سوّم بايد از آنانی كه قدرت فراهم آوردن بساط ازدواج را برای جوانان دارند، ولی از انفاق مال در راه خدا بخل میورزند پاسخ خواست، كه هر پاسخ منطقی و عقلی و قابل قبول در اين دنيا دارند، حتماً همان پاسخ را در دادگاه عدل الهی در روز قيامت، خواهند داشت.!!

 

 

 

 

 

(و لبـاس التـقـوی ذلـك خيـر )

 

« اعراف / 26 »

 

2 تقوای الهی در خانواده و جامعه

 

 

 

 

 

حقيقت تقوا

مصدر لغوی، و ريشه اين كلمه معنوی، كه زيباترين و اصيل ترين مفهوم را دارد « وقی » است.

« وقی » به معنای خودنگهداری، و پرواپيشگی، و حفظ تمام موجوديت خويش در برابر محرّمات و نواهی الهيه است.

« وقی » در حقيقت، روحيه و قدرت و قوّت و توانی است كه از طريق تمرين ترك گناه، و رياضت و ضبط نفس در برابر معصيت و لذائذ حرام بدست می آيد.

قدم برداشتن برای تحصيل تقوا، و كسب روحيه خودداری از گناه بهترين قدم، و در ميان اعمال از پسنديده ترين اعمال است.

تحصيل تقوا عبادت است، عبادتی كه به امر حضرت ربّ صورت می گيرد، و از جمله برنامه هائی است كه بدون ترديد خشنودی حضرت حق را به دنبال خواهد داشت.

فلسفه انجام عبادات بدنی و مالی و اخلاقی، تحقق تقوا در عرصه گاه حيات انسانی است.

عبادت و حركت و عملی كه بوجودآورنده تقوا نباشد، عبادت نيست.

تقوا اساس كرامت، ريشه شرافت، و خميرمايه سعادت، و كليد خير دنيا و آخرت است.

يك جامعه مركب از هزاران خانواده، و يك خانواده مركب از يك زن و شوهر و تعدادی فرزند است.

در حقيقت مصالح بنای خانواده و جامعه افرادند، اگر فردفرد انسانها دارای روح تقواباشند، خانواده ای سالم، و جامعه ای برين خواهيم داشت، خانواده ای كه در محيط آن امنيت درونی و برونی حكمفرماست، و زمينه رشد و تكامل افراد آن به خاطر تقوا به بهترين صورت فراهم است، و در نتيجه جامعه ای خواهيم داشت كه كليّه افراد آن نسبت به يكديگر منبع خير، و همگان از شّر و ضرر يكديگر در امان خواهند بود.

اهل تقوا محبوب حقّ، و مورد عنايت انبياء، ائمه و موجوداتی با منفعت و كرامتند.

اهل تقوا دارای سيرتی زيبا، و صورتی الهی و ملكوتی، و همراه با حسنات اخلاقی، و جدای از سيئات و زشتی ها و پليديها هستند.

آبروی فرد و خانواده و جامعه به تقوای الهی است، و هيچ فرد و خانواده و جامعه ای نزد خداوند باارزش تر از اهل تقوا نيست.

زيانهائی كه زن و شوهر، و پدران و مادران و فرزندان و افراد جامعه از يكديگر می بينند، نتيجه بی تقوائی آنهاست.

وحشتی كه در خانه ها و در جامعه مردم از همديگر دارند، ميوه تلخ نبودن تقواست.

خسارت های فراوانی كه در شئون زندگی مردم ديده می شود، به خاطر نبود تقواست.

براستی برای داشتن يك خانه سالم بر زنان و شوهران واجب الهی است، كه آراسته به تقوا باشند، و لازم و ضروری است كه تقوا اين خواسته بامنفعت الهی را به فرزندان خود سرايت دهند، و از ابتدای كار زمينه تحقق تقوا را در فرزندان خود فراهم آورند.

چه نيكوست به منافع فراوان تقوا در آيات قرآن، و روايات توجه كنيد، آنگاه به ارزيابی برخيزيد و دورنمای اين واقعيت را بنگريد، كه اگر تمام دختران و پسران آراسته به تقوا باشند، و اينان با اين مايه و سرمايه ملكوتی به ازدواج اقدام كنند چه

خانه ای و چه جامعه ای بوجود می آيد؟!

 

تقوا و مراتب با ارزش آن

بيداران و بينايان، و آنان كه به تعبير قرآن اهل بصيرت هستند، و سفرهای روحی و معنوی را طی كرده اند، برای تقوا سه مرتبه ذكر می كنند.

تقوای خاصّ الخاص، تقوای خاص، تقوای عام

حضرت صادق(عليه السلام) در روايت بسيار مهمی اين سه مرتبه را بدينگونه توضيح می دهند:

مرتبه اول تقوای باالله فی الله است و آن عبارت از ترك حلال است چه رسد به ترك شبهه و اين تقوای خاصّ الخاص است.

مرتبه دوم تقوای من الله است و آن عبارت از خودداری از تمام شبهات است چه رسد به حرام و اين تقوای خاص است.

مرتبه سوم تقوای برخاسته از خوف، به خاطر عذاب جهنم و عقاب اليم خداوند است و آن عبارت از ترك تمام گناهان و محرمات است و اين تقوای عام است.[21]

البته منظور از ترك حلال در گفتار امام صادق(عليه السلام) به اين معناست، كه صاحبان اين گونه تقوا بسياری از اموری كه حلال است، به دنبالش نمی روند، زيرا به آنها احساس نياز نمی كنند، و در حلالی هم كه به آن نيازمندند كمال قناعت را رعايت می كنند.

قدرت بر قناعت برای همگان ميسّر است، و اگر كسی ادعا كند برای من قوّت بر قناعت نيست، از او پذيرفته نمی شود.

قناعت به حلال، و محدود گرفتن امور مادی زندگی، و پرهيز از داشتن خانه های آنچنانی، و مركب های گران قيمت، و لباس های فوق العاده، و انداختن سفره های رنگين، كاری است اخلاقی، و برنامه ای است پسنديده، و زمينه ای است برای تحقق تقوای الهی در تمام شئون زندگی.

 

حاجی سبزواری و قناعت

به سال 1362 سفری جهت تبليغ به شهر سبزوار داشتم، در آنجا از خاندان حكيم بزرگ و عارف عاليقدر حاج ملا هادی سبزواری جويا شدم، گفتند نبيره ای از وی در اين شهر است، كه از علم و دانش، و حكمت و فلسفه و تفسير قرآن مجيد بهره مند است، و در مسجدی كه امامت آن را به عهده دارد دوبار تمام قرآن كريم را برای مردم تفسير نموده.

به ديدارش شتافتم، وضع اخلاق و برخورد و زندگی وی، دورنمائی از حيات پاك حاجی را نشان می داد، از احوالات جدّ بزرگوارش جويا شدم، مسائل اعجاب انگيزی را از حالات و برنامه های او برايم توضيح داد، از جمله فرمود، با آنكه حاجی مورد توجه تمام بزرگان كشور و رجال سياسی و علمی بود، و از مناطق مختلف، حتی از دورترين مكانها، جهت استفاده علمی به محضرش می شتافتند، ولی از نظر خانه و زندگی و خوراك و لباس در قلّه قناعت بود!!

گاهی لباسی كه تهيه می كرد تا نزديك ده سال همراه با رعايت بهداشت و پاكيزگی از آن استفاده می كرد، و از وصله زدن به پارگی آن لباس عار نداشت، كه اين برنامه روش انبياء و اولياء الهی بود!!

 

تجمل گرائی و اسراف

تجمل گرائی و اسراف، از نظر حق، كاری شيطانی، و امری ناپسند، و برنامه ای مطابق با هوای نفس، و شهوات حيوانی است.

چه مانعی دارد، كه انسان در تمام زمينه های زندگی حدود الهی و بخصوص قناعت را رعايت كند، كه قناعت سبب راحت، و مايه آزادگی، و دوای اضطراب و دلهره و ناامنی باطن است.

نياز بدن به خانه ای درخور شأن، و وسيله و مركبی معمولی، و لباس و خوراكی به اندازه برطرف می شود.

در بنای زندگی بايد از چشم همچشمی پرهيز داشت، و به خرج معمولی خو گرفت، و از برج و مخارج اضافی، و تحصيل آنچه به عنوان تجمل و مُد مطرح است دوری جست.

غرب را در قيافه و شكل زندگی اسوه و الگو و سرمشق قرار ندهيم، آنان دچار خطاها و اشتباهات زيادی هستند، صنعت و تكنيك عامل اين معنا در ذهن ما نشود، كه هر چه گفتند و نوشتند، و می گويند و می نويسند صحيح است، و آنچه را از قيافه و شكل زندگی دارند مطابق با واقع است.

آنچه در آئين اسلام مهم است، بهداشت روان و تن، و شهر و ديار و محلّه و منطقه است، آنچه در اين فرهنگ مورد توجه است از امور مادی و معنوی و اخلاق و ايمان فردی و اجتماعی، همان است كه به مصلحت دنيا و آخرت انسان است.

اسراف و تجمل گرائی، و افتادن در خرج های سنگين، و آرايش شكل و قيافه ظاهر زندگی بدور از قناعت و اقتصاد، حتی در مسئله مسجدسازی كه محل عبادت مسلمانان است مورد مذمّت اين فرهنگ پاك و مدرسه انسان ساز است.

مساجد و خانه ها بايد از نظر باطن در حدّ اعلای معنويت و از نظر ظاهر، ساده و بی پيرايه باشد، كه دلها به هوا و هوس دچار نشوند، و روی ارواح از حضرت حق فاصله نگيرد.

لباس ساده تهيه كنيد ولی آداب پوشيدن را رعايت نمائيد، خوراك در حدّ نياز فراهم آوريد، ولی آداب خوردن را مراعات كنيد، مركب سواری در حدود شأن خود تحصيل كنيد ولی ادب رانندگی را از نظر دور نداريد، خانه برای زندگی بدست آوريد، ولی خانه ای كه روح شما را به اسارت نبرد، كه اين همه محصول تقوا و پرهيزكاری و توجه به حضرت حق است.

اين زندگی يهوديان و مسيحيان است كه از نظر خانه و اثاث آن، و مركب سواری، و لباس و پوشاك، و خوراك و تجمّلات در گردونه اسراف است.

كليساها و كنيسه های مسيحيت و يهوديت آراسته به زر و زيور، و آلات و ادوات و مجسّمه ها و عتيقه جات، و تابلوها و مبل هائی است كه مليونها دلار قيمت آن است.

زندگی خاخام ها و كشيشان و حتی پاپ رهبر مسيحيان در حّدی از اسراف و تبذير است كه موجب حيرت و شگفتی است، اگر كلاه مخصوص و لباس پاپ را بفروشند، مليونها نفر را از گرسنگی نجات می دهند.

اندوختن ثروت، رباخواری، دزدی های كلان آن هم در روز روشن و هزاران برنامه رسوای ديگر كار دشمنان خداست، دوستان حق بايد با خواسته های حّق بسازند، و از افتادن در اسراف و تبذير خود را حفظ كنند.

مولّد و حافظ تمام اين واقعيات تقوا است، خانه آراسته به تقوا، و زن و شوهر تقوادار، دارای گنج الهی و سرمايه عرشی هستند، و زندگی آنان آميخته به خوشی و طراوت و صفا و صميميت، و راحت و امنيت، و درستی و سلامت، و انصاف و كرامت و شرافت و حقيقت است.

خانه و معبد، بايد به صورتی باشد، كه انسان در آن احساس آرامش و امنيت كند، و برای او سكوی پرواز به سوی معشوق باشد.

خلاصه بنای زندگی را با رعايت تقوا و قناعت، و توجه به خدا و قيامت، به صورتی می توان بنا كرد، كه وسيله ای برای آبادی آخرت، و جلب خوشنودی حق باشد.

امروز  هم به شرط تقوا و قناعت، می توان با درآمد اندك زندگی كرد، البته اگر در طول برنامه مشكلی خودنمائی كند و مؤمن نتواند با درآمد مختصر خود به جنگ آن مشكل برود، بر مؤمنين و اهل خدا لازم است بدون فوت وقت به ياری برادر مؤمن خود اقدام كنند، و او را از رنج و زحمت و سختی و دردمندی برهانند.

 

يكديگر را به تقوا دعوت كنيد

با توجّه به اينكه تمام مردان و زنان طاقت و تحمل تقوا را در دو مرتبه اعلايش، يعنی تقوای خاصّ الخاص، و تقوای خاص ندارند، بايد از دعوت عموم مرد و زن به اين دو مرحله از تقوا خودداری كرد، زيرا اين دو مرتبه از تقوا در شأن انبياء و امامان و اولياء خاص خداست.

ولی آراسته شدن تمام زنان و مردان به تقوای عام، يعنی ترك محرمات اخلاقی و شهوانی و مالی امكان دارد.

بنابراين بر عموم مردم است كه يكديگر را با زبانی نرم، و اخلاقی خوش به تقوا دعوت كنند، و همديگر را به ترك انواع محرمات تشويق نمايند، تا تقوا پرده ملكوتی و بساط عرشی خود را در پهن دشت حيات بگستراند، و همگان بخصوص خانواده و جامعه از منافع آن بهره مند شوند.

آراسته شدن به تقوا بر عموم مردم در همه شئون، بخصوص بر زن و شوهر، و سرايت دادن آن به فرزندان واجب الهی است.

اهل حق و حقيقت می گويند: كودك امانت الهی است، و قلب و روح و نفس و باطن وی جوهر و تابلو و مايه پاكی است كه از هر نقش و صورتی خالی است.

اين تابلوی بی نقش و نگار قابليت پذيرش هر نقش و صورتی را دارد، اگر وی را در خانه به انواع گفتار و عمل و اخلاق خير عادت دهند،و راه تعليم حقايق را به روی او بگشايند، كودك به سعادت دنيا و آخرت می رسد، و پدر و مادر كه باعث رسيدن او به چنين واقعيتی شده اند در ثواب او شريكند، و در اين معنا معلمان كودك و آنان كه عامل ادب او هستند سهيمند.

اما اگر پدر و مادر بر اثر آلودگی و بی تقوائی، نقوش شيطانی را بر صفحه قلب و جان و نفس كودك نقّاشی كنند، و طفل در كنار آنان به پليدی و رذائل اخلاقی گرفتار شود، و همچون حيوانات، تنها و تنها اهل شكم و شهوت بارآيد، و به ميدان شقاوت و هلاكت بنشيند، وزر و وبال او بدون ترديد بر عهده آن پدر و مادر، يا آن معلم و مربی اوست.

قُوآ اَنْفُسَكُمْ وَ اَهْليكُمْ ناراً.[22]

چنانكه پدر و مادر از درافتادن كودك به آتش تنور يا منقل، يا شعله گاز مواظبت می كنند، و از نزديك شدن وی به خطر جلوگيری می نمايند، به طريق اولی بايد از گرفتارشدن كودك خود به آتش قهر حق در قيامت، كه محصول بی تقوائی و بد عملی، و سوء خلق، و نبودن ايمان و عمل صالح است جلوگيری كنند، و راه عملی حفظ كودك از عذاب فردا، در مرحله اول تقوا داشتن پدر و مادر، و در مرحله بعد، سرايت دادن تقوا به كودك است.

پدر و مادر در جهت رشد طفل خود بايد مبلغّی وزين و معلّمی كريم، و دو فرد دلسوز، و دو دعوت كننده به خير باشند.

آنان بايد وجود خود را به تقوا و ايمان و عمل صالح آراسته كنند، سپس به تأديب و تهذيب كودك، و تعليم محاسن اخلاق به او، و حفظ وی از رفيق بد، و معلّم زشت خو بكوشند.

 




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز